زشت را تركم بدهد .
خدا فرمود :خودت بايد انهارا رها كني.
از او درخواست كردم فرزند معلولم را شفا دهد .
فرمود:لازم نيست روحش
سالم است . جسم هم كه موقت است .
از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند .
فرمود :صبر حاصل سختي و رنج است .
عطا كردني نيست اموختني است .
گفتم: مرا خوشبخت كن .
فرمود:"نعمت" از من خوشبخت شدن از تو .
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند .
فرمود:
رنج از دلبستگيهاي دنيايي جداوبه من نزديكترت مي كند.
از او خواستم روحم را رشد دهد.
فرمود:نه توخودت بايد رشد كني.
من فقط شاخ وبرگ اضافي ات را حرس مي كنم تا بارور شوي.
از خدا خواستم كاري كند كه از زندگي لذت كامل ببرم .
فرمود :براي اين كار من به تو"زندگي" داده ام .
از او خواستم كمكم كند همان
همان قدر كه او مرا دوست دارد
من هم ديگران را دوست بدارم .
خدا فرمود :اها بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد .![]()
![]()
![]()
نوشته شده در Sat 27 Jan 2007ساعت 4:41 PM توسط maedeh
|



